مهروان رود "||رودخانه نکا"|| معروف به "||مهروان رود"|| واقع در اعماق جنگل های کمیشان
مسجد كميشان مسجد در حال احداث روستاي كميشان
چشمه دره چشمه دره در اعماق جنگل كميشان
امامزاده غريب امام امامزاده غريب امام روستاي كميشان
قلعه دوك مناطق تاريخي قلعه دوك و قبرستان گبريها
شهداء كميشان يادگاران 8 سال دفاع مقدس روستاي كميشان
مجتمع ثامن الائمه كميشان مجتمع آموزشي پرورشي ثامن الائمه روستاي كميشان
باغ قاسمي باغ قاسمي از نقاط ديدني روستاي كميشان
غار كميشان غار تاريخي و 7000 ساله كميشان
نقشه هوائي كميشان كميشان از نگاه ماهواره
بهار و پائيز كميشان پائيز و بهار در كميشان
موقعیت فعلی : پایگاه اطلاع رسانی روستای کمیشان / مراسم سنتي
امروز دوشنبه یکم مرداد ماه 1397 برابر با دهم ذی القعده 1439 هجری قمری   و بیست و سوم جولای 2018 میلادی ساعت 02:28           بهشت طبرستان است اينجا *** كهن مهد دليران است اينجا *** حريم با صفاي مهروان رود *** بيا جانا ، كميشان است اينجا ...

مراسم سنتي

شبي خوش است ، بدين قصه اش دراز كنيد ...
صدای آمدن یلدا مي آيد . یلدایی که پاسداشت رسم و رسوم آئینی ما ایرانیان است ...

;ldahk

معــــــــاشـــران ، گـــــــره از زلـــف یـــار ، بـــاز کنید
شـــــبی خــــوش است ، بدین قصـــه اش دراز کنید

حضـــــور خلــوت انـس است و دوســـــتان جمعــــند
« و ان یکــــــــاد » بخــــــوانیـــد و در فـــــــــراز کـنید

ربـــاب و چنـــــگ ، به بانــــگ بلـــــــــــند میگـــــویند
که گــــوش هـــوش به پیــــغام « اهـــــل راز » کـنید

به جـــان دوســت کــه غـــم ، پــــرده بر شـــما ندرد
گـــــــر اعتـــــــماد بر الــــــــــطاف کارســـــــــاز کنید

میـــان «‌ عاشــق و معــشوق » ، فـرق بسیار است
چـو « یـــــــار » ، نــــــاز نمـاید ، شـما نیــــــــاز کنید

نخست مـــوعظــه « پیــــر صحبت » این حـرف است
کــه از « مصـــــــاحـب ناجنـــــس » احتــــــــراز کنید

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشــق
بر او نمـــــرده ، به فتــــــــــوای مـن ، نمــــــــاز کنید

و گــــــر طلب کنــــد انعــــامی از شـــما حــــــــــافظ
حــــــــوالتـــــش به لــب یـــــــار دلنــــــــــــواز کــــنید

 

يلدا در كميشان


           صدای آمدن یلــــدا آرام آرام به گوشمان می رسد . یلدایی که پاسداشت رسم و رسوم آئینی ما ایرانیان است و یادآور سنت صله ي رحم و دور هم بودن بستگان را در پیش دارد و تفأل به حافظ که میهمان تمام خانه های ایرانی است .


شب چله : شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايي


          دير زماني است كه مردمان ايراني و بسياري از جوامع ديگر، در آغاز فصل زمستان مراسمي را برپا مي‌دارند كه در ميان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگيزه‌هاي متفاوتي دارد. در ايران و سرزمين‌هاي هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» يا «شب يلدا» نام مي‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستاني است. به دليل دقت گاهشماري ايراني و انطباق كامل آن با تقويم طبيعي، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستاني برابر با شامگاه سي‌ام آذرماه و بامداد يكم دي‌ماه است. هر چند امروزه برخي به اشتباه بر اين گمانند كه مراسم شب چله براي رفع نحوست بلندترين شب سال برگزار مي‌شود؛ اما مي‌دانيم كه در باورهاي كهن ايراني هيچ روز و شبي، نحس و بد يوم شناخته نمي‌شده است. جشن شب چله، همچون بسياري از آيين‌هاي ايراني، ريشه در رويدادي كيهاني دارد.

 

يلدا در كميشان          يلدا در كميشان


         خورشيد در حركت سالانه خود، در آخر پاييز به پايين‌ترين نقطه افق جنوب شرقي مي‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزايش زمان تاريكي شب مي‌شود. اما از آغاز زمستان يا انقلاب زمستاني، خورشيد دگرباره بسوي شمال شرقي باز مي‌گردد كه نتيجه آن افزايش روشنايي روز و كاهش شب است. به عبارت ديگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشيد اندكي پايين‌تر از محل پيشين خود در افق طلوع مي‌كند تا در نهايت در آغاز زمستان به پايين‌ترين حد جنوبي خود با فاصله 5/23 درجه از شرق يا نقطه اعتدالين برسد. از اين روز به بعد، مسير جابجايي‌هاي طلوع خورشيد معكوس شده و مجدداً بسوي بالا و نقطه انقلاب تابستاني باز مي‌‌گردد. آغاز بازگرديدن خورشيد بسوي شمال‌شرقي و افزايش طول روز، در انديشه و باورهاي مردم باستان به عنوان زمان زايش يا تولد ديگرباره خورشيد دانسته مي‌شد و آنرا گرامي و فرخنده مي‌داشتند.

 

يلدا در كميشان


            در گذشته، آيين‌هايي در اين هنگام برگزار مي‌شده است كه يكي از آنها جشني شبانه و بيداري تا بامداد و تماشاي طلوع خورشيد تازه متولد شده، بوده است. جشني كه از لازمه‌هاي آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالي خورشيد در پايان پاييز بوده است، و همچنين خوراكي‌هاي فراوان براي بيداري درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشيد باشند.


يلدا در كميشان یلدا از نظر معنی معادل با کلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلدا است. واژه "یلدا" سریانی (از لهجه های متداول زبان "آرامی" است) و به معنی ولادت است. زبان " آرامی " یکی از زبان های رایج در منطقه خاورمیانه و زبان اصلی نگارش کتب عهد جدید مسیحیان بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده، وارد زبان پارسی شده است). ولادت خورشید (مهر و میترا) و رومیان آن را (ناتالیس انویکتوس) یعنی روز (تولد مهر شکست ناپذیر) می نامیدند .


         بسياري از اديان نيز به شب چله مفهومي ديني دادند. در آيين ميترا (و بعدها با نام كيش مهر)، نخستين روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشيد روز)، روز تولد مهر و نخستين روز سال نو بشمار مي‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقويم ميلادي كه ادامه گاهشماري ميترايي است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ ميلادي به وجود آمده؛ ادامه مي‌دهد. فرقه‌هاي گوناگون عيسوي، با تفاوت‌هايي، زادروز مسيح را در يكي از روزهاي نزديك به انقلاب زمستاني مي‌دانند و همچنين جشن سال نو و كريسمس را همچون تقويم كهن سيستاني در همين هنگام برگزار مي‌كنند. به روايت بيروني، مبدأ سالشماري تقويم كهن سيستاني از آغاز زمستان بوده و جالب اينكه نام نخستين ماه سال آنان نيز «كريست» بوده است. منسوب داشتن ميلاد به ميلاد مسيح، به قرون متأخرتر باز مي‌گردد و پيش از آن، آنگونه كه ابوريحان بيروني در آثارالباقيه نقل كرده است، منظور از ميلاد، ميلاد مهر يا خورشيد است. نامگذاري نخستين ماه زمستان و سال نو با نام «دي» به معناي دادار / خداوند از همان باورهاي ميترايي سرچشمه مي‌گيرد.


يلدا در كميشان      

         جشن شب یلدا جشنی ست که از 7000 سال پیش تا کنون در میان ایرانیان برگزار میشود. 7000 سال پیش نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. جشن شب یلدا، همانند جشنهایی همچون نوروز و مهرگان، پس از تازش اسکندر، تازیان، و مغولها پابرجا مانده است و در تک تک خانه های ایرانیان راستین با گردآمدن خانواده ها به دور هم برگزار میشود.

فردوسی در شاهنامه می‌گوید:

نباشد بهار و زمستان پدید              نیارند هنگام رامش نوید

يلدا در كميشان

كميشان

           در زمان تاختن عرب‌ها به ایران گاهشماری ایرانیان که بر پایه ی خورشید بود، به گاهشماری بر پایه‌ی ماه دیگرگون شد، اما پس از چندی خیام بروی کار آمد و این گاشماری خورشیدی را دوباره بنیان نهاد تا باز جشنهای کهن زنده باشند و مردم آنها را برگزار کنند. به جز این ایرانیان همیشه آیین هایشان همراه با شادی بوده و احترام ویژه به نور و روشنایی، به وارانه ی نژاد سامی و تازیان. از این روست که ایرانیان درازترین شب را بیدار می‌نشینند تا بیرون آمدن خورشید را نظاره گر باشند. از این پس است که دوران کمبود نور و روشنایی پایان یافته و دوران فزونی خورشید و نور و روشنایی سر می‌ر‌سد.

        در این میان ایرانیان با روشن کردن آتش و چراغ (به گونه‌ای نمادین) به یاری خورشید می‌آیند و تا صبح بیدار می‌مانند. یکی دیگر از دلائل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزد مهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانیها و آریایی‌ها به پیش از دین زرتشت بازمیگردد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نام‌گذرای شده.  در"مهریشت" اوستا آمده است: مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی مینگرد تا دروغی نگوید" مهرپرستی و میتراییسم به اروپا نیز کشیده شد و در آنجا ژولیان یکی از پادشاهان رومی به این دین گروید. همچنین امپراتورانی چون کومودوس (۱۸۰-‏۱۹۲م.)، سپتیمیوس سوروس (۱۹۳-‏۲۱۱)، کاراکالا (۲۱۱-‏۲۱۷) و جولیان ملقب به جولیان مرتد، و نیز بسیاری از سربازان و افسران روم، سخت پیرو این آیین بودند و در رم، بریتانیا (در پی هجوم روم به سال ۴۳ م.)، و کناره‌های رود راین، دانوب و فرات، کنیسه‌ها و معابد متعددی برای میترا بر پا داشتند آنها سالها جشن زادروز مهر و شب چله را جشن میگرفتند  و آن را آغاز سال می‌دانستند، حتی پس از گسترش دین مسیح، نتوانستند جلوی این جشن به یادگار مانده از ایرانیان را بگیرند و به آن را شب زادروز مسیح نامیدند.

         اگر به آیین کریسمس اروپایی‌ها بنگریم می‌توان به نشانه های ایرانی آن پی ببریم. ایرانیان در شب چله درخت سروی را با دو رشته نوار سیمین (نقره‌ای) و (زرین( طلایی می آراستند. همچنین باور ایرانیان در زمان مهرپرستی این بود که مهر از بانوی باکره ای به نام آناهیتا در درون غاری زاده شده که بعدها مسیحیان عیسی را جایگزین مهر و مریم را جایگزین آناهیتا کردند . یکی دیگر از نشانه های تقلید و وام گرفتن مسیحیان از ایرانیان روز مقدس مسیحی یعنی یکشنبه است . چامه سرایان پارس زبان نیز به این نکات اشاره کرده اند:

 سنایی در این باره مــــــی‌گـــــــوید:

به صاحب ‌دولتی پیونــد ، اگر نامـی همی جویــی       که از یک چاکری عیسی ، چنان معروف شد یلدا

 معزی نیز در وصف عیسی می‌گوید:

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است          تو شــمع فـــروزنـده و گیتــی شب یلــــدا

 سیف اسفرنگی تأکید می‌ورزد که یلدا شهرت و آوازۀ خود را از نام مسیح دارد:

سخنم بلند‌نام از سخن تو گشت و شایـد            که درازنامی از نام مسیح یافت یلـــــدا

 

كميشان

 

يلدا در كميشان


شب يلدا در بين اقوام مختلف ايراني

            ایران كشورى با فرهنگى غنى است كه مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه اى كه در آن زیست مى كنند هر یك براى برگزارى سنت هاى كهن آداب خاص خود را دارند. به دلیل پهناورى ایران و رواج خرده فرهنگ هاى گوناگون در این گستره پهناور، گاهى به آدابى برمى خوریم كه فقط ویژه یك منطقه خاص هستند.

•    در ایام قدیم برخى از مردم به چله مى نشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام مى دادند به امید این كه قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زر بدهد. بنا به روایت مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده ثروت و برکت به همراه می آورند.
          این رسم یادآور بابانوئل در مراسم كریسمس است و چنین مى نماید كه یلداى ایرانى و كریسمس از یك مایه سرچشمه گرفته اند. از این گونه آئین هاى خاص در برگزارى یلدا فراوان مى توان شمرد...

•    سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

•    همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

•    در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

•    در اردبیل رسم است که مردم چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.

•     در لرستان مردم در شب چله «گندم شیره» مى خورند كه گندمى است كه در شیره مى خیسانند و زردچوبه و نمك را با آن مخلوط مى كنند؛ سپس آن را روى ساج برشته مى كنند و همراه خلال بادام، گردو، كشمش، سیاه دانه و كنجد مخلوط مى كنند و مى خورند. یكى دیگر از رسوم زیباى لرها به این شكل بوده كه پسران كوچك و نوجوان شب یلدا بر پشت بام خانه ها مى رفتند و كیسه اى را به همراه طنابى از سوراخ دودكش خانه ها به داخل آویزان مى كرده اند و شعرى محلى مى خواندند با این مضمون كه صاحبخانه، انشاءالله خیر به خانه ات ببارد و كدخداى خانه ات نمیرد. چیزى بده این پسر كوچك بیاورد. صاحبخانه از تنقلاتى كه براى شب چله تدارك دیده بود داخل كیسه مى گذاشت و گاهى پیش آمده كه صاحبخانه براى مزاح دختر خردسال كوچكش را در كیسه گذاشته و آن پسر كیسه را كشیده بالا و این آشنایى در خیلى از موارد باعث ازدواج در بزرگسالى مى شده است.

•    در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمك رواج دارد و این كار گویا به مناسبت شباهت پشمك با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى كه با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر مى فرستند.

•    در تبریز نیز در موسم یلدا «عاشیق ها» مى نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلى هستند كه اشعار و موسیقى آنان برگرفته از موسیقى مردمى است. آنها در حین اجراى برنامه داستان مى خوانند، فى البداهه شعر مى سرایند و ساز مى زنند. قصه هایى كه عاشیق ها در شب یلدا مى گویند ریشه در افسانه هاى كهن ایرانى دارد. قصه هایى مثل «كوراوغلو» و قصه هاى مهر و محبت شبیه «قربانى و پرى» از قصه هاى مشهور عاشیق هاست.

•    در گیلان «آوكونوس» میوه اى است كه حتماً در شب چله مصرف مى شود و روش تهیه آن هم به این شرح است كه در فصل پاییز ازگیل خام (چند روز مانده به ریختن و رسیدن كامل) را در خمره مى ریزند، خمره را پر از آب مى كنند و كمى نمك هم به آن مى افزایند و در خم را مى بندند و در گوشه اى خارج از هواى گرم اتاق مى گذارند. ازگیل سفت و خام پس از مدتى پخته و آبدار و خوشمزه مى شود. آوكونوس ازگیل در اغلب خانه هاى گیلان تا بهار آینده پیدا مى شود و هر وقت هوس كنند ازگیل تر و تازه و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون مى آورند و آن را با گلپر و نمك در سینه كش آفتاب مى خورند.

•    یکی از اعتقادات مردم قدیم تهران که در شب یلدا نمود بیشتری پیدا می کرد اعتقاد به «بخت گشایی» بوده. آنگونه که می گویند کاروبار شغل «پنبه زنی» و افراد پنبه زن در چند روز مانده به این شب کاملا رونق پیدا می کرده. حکایت جالبی که در این باره نقل شده این است که : خانواده های دارای دختر دم بخت علاوه بر سپردن تشک و متکاهای خود به پنبه زن هدف خاصی را دنبال می کرده اند. آن هدف هم چیزی به جز اعتقاد به رسم بخت گشایی نبوده. نقل است که والدین دختران دم بخت هنگامی که پنبه زن به هر دلیلی دست از کار می کشیده و آنها کمان پنبه زنی را تنها می یافته اند فورا دختر موردنظر را از میان کمان عبور می داده اند و معتقد بوده اند که بخت دختر همانند زه کمان به زودی گشوده خواهد شد. چون طبعا زه کمان به محض ورود دختر از آن پاره می شده است. طبیعی است که پاره شدن چله کمان آن هم در شبی چون شب «چله» که کاروبار سکه است برای پنبه زن ها به عنوان یک مصیبت قلمداد می شده و آنان معمولا سعی می کرده اند که چهارچشمی مواظب کمان خود در خانواده های دارای دختر دم بخت باشند یا پیشنهاد کار از سوی آنان را نپذیرند.

•    یکی از سرگرمی های مردم تهران در دوران قدیم حضور در قهوه خانه ها و گوش سپردن به اوراد نقالان و تماشای تردستی وشعبده بازی بوده. کسانی دیگر هم گاه به گاه به خانه همدیگر می رفته اند و تا پاسی از شب گل گفته و گل می شنیده اند.
           اما این حکایات در شب یلدا دامنه گسترده تری پیدا می کرد و مثلا قهوه خانه های پر از مشتری تا صبح باز بوده و قل قل قلیان و سماور این شب نشینی را با شکوه تر می کرده. در شب یلدا اکثر مردم تهران قدیم ترجیح می داده اند که شام را در یکی از همین قهوه خانه ها صرف کنند و بعد برای همدیگر قصه بگویند و یا همگی به مراسم شاهنامه خوانی یک نقال گوش بدهند.

•    مجالس مشاعره و معماگویی در این شب به اوج خود می رسیده و شرط بندی های مختلف برای سپری کردن طولانی ترین شب سال رواج خوبی داشته است. یکی دیگر از کارهای جالب مردم تهران حضور دسته جمعی مردان در حمام های عمومی بود.
        استحمام دسته جمعی در هوای سرد با آب گرم گروهی از تهران نشینان را به ضیافت شب یلدا می برده و کیسه کشی و مشت و مال انگار تمام خستگی یک سال کاری را از تن قشر زحمتکش بیرون می کرده. ظاهرا در محیط حمام هم یک یا چند نفر به نوبت مسوولیت سرگرم کردن دیگران را به عهده می گرفته اند و با نقل لطیفه های گوناگون به سپری کردن اوقات خوش کمک می کرده اند.

•    روحانیان تهران قدیم در شب یلدا مسوولیت سنگینی را بر عهده داشتند. آنان با فرارسیدن سپیده صبح و شنیدن صدای اذان به پشت بام ها می رفتند وبا دعوت مردم به تقوی تا طلوع آفتاب به خواندن اشعار مذهبی و ادعیه می پرداختند و دعا می کردند.  در آن زمان روی بام اکثر خانه ها چارطاقی مخصوص شب خوان ها وجود داشته که مخصوص مراسم های گوناگون بوده است. یکی دیگر از زیبایی های صبح شب یلدا آب و جاروی جلوی خانه ها توسط تهرانی های قدیم است. تهرانی های قدیم معتقد بوده اند که هر کس چهل صبح بعد از شب یلدا جلوی خانه خود را آب و جارو کند سعادت رسیدن به خدمت حضرت خضر را خواهد یافت و هر حاجتی داشته باشد به آن خواهد رسید.

•    در کردستان نیز خانواده‌هایی که عروس به خانه بخت فرستاده‌اند خوانچه‌هایی حاوی هندوانه و آجیل و همچنین هدیه را به خانه نو عروس و داماد می‌فرستند.

•    یکی دیگر از مراسم های مخصوص شب یلدا همان گونه که گفته شد بیدار ماندن تا صبح بوده و کسانی که موفق به این کار می شده اند صبح روز بعد با انرژی تمام صبحانه مفصلی نوش جان می کرده اند. صبحانه ای که در صبح روز بعد یلدا در خانه ها رواج پیدا می کرده شامل چای، چای دارچین، شیر چای، کله پاچه، عدس پخته، حلیم، آب لبو و لبو بوده که این نوع غذایی تا آخر زمستان در اکثر جاها ادامه پیدا می کرده و هم اکنون نیز اکثر قهوه خانه ها و رستوران ها امروزی از آن پیروی می کنند.

•    از نظر طب سنتی ایران در شب یلدا باید غذاهای گرم خورده شود. میوه مخصوص این شب کدو تنبل می‌باشدکه دارای طبیعت گرم می‌باشد. میوه هندوانه مخصوص چله تابستان می‌باشد نه زمستان چون طبیعت هندوانه سرد است و در فصل گرم باید خورده شود. هم چنین کدو تنبل در تقویت قوای مغز نیز بسیار مؤثر می‌باشد.

•    نزد ایرانیان زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا شب نخست چله بزرگ است. بنا به روایت او زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند: فدیه سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.

•    آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند. آنان معتقدند یلدا سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا آشوری ها بعد از مسیحیت یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می گیریم.  وی در ادامه می افزاید: آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.

•    یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

•    نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگزار می‌شود.

•    این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

كميشان

يلدا در كميشان

 

جمع آوري شده توسط :  گروه اينترنتي پايگاه اطلاع رساني روستاي كميشان




=========================================================================================

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

جستاري بر مراسم چارشنبه سوري
دل هر ايراني آتشكده اي ست ...

كميشان - سرويس اعياد و جشنها

           برابر با شب آخرین چهارشنبه ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن شب سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود .

«دل هر ایرانی آتشکده ای است»

كميشان


پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری

        از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.

          در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.

           متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریبا ساکت بوده اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون «ابوریحان بیرونی» نیز درباره ی آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره ها در تعدادی از متون کهن، نشان دهنده ی این است که گویا چارشنبه سوری نه تنها برگزار می شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نیز نام برده شده است .

         نخستین و کهن ترین کتابی که در آن به چنین آتش افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ی ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286 تا 358 هجری قمری) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می شود، واقعه ای به شرح زیر از میانه ی سده ی چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است :

    «... و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیسد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شب سوری» چنان که «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»

           در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.

           دومین متن کهن که اشاره ای هرچند غیر مستقیم به جشن چارشنبه سوری دارد، شاهنامه ی فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پرموده» پسر ساوه شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده ی رزم بودند، ستاره بینی بهرام را پند می دهد که :


ستاره شمر گفت بهرام را            که در «چارشنبه» مزن کام را
اگر زین بپیچی گزند آیدت             همه  کار  ناسودمند  آیدت
یکی باغ بُد درمیان سپاه             از این روی و زان روی بُد رزمگاه
بشد «چارشنبه» هم از بامداد           بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد
ببردند پر مایه گستردنی                 می و رود و رامشگر و خوردنی
.
.
.
ز جیهون همی آتش افروختند            زمین و هوا را همی سوختند


درباره ی این سروده های شاهنامه ذکر چند نکته ضروری است :

         نخست اینکه بر مبنای واژه نامه ی «فریتس وُلف»، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چارشنبه، روز دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چارشنبه یاد شده، در همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهن ترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است. هرچند که زمان سرایش شاهنامه چند دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به سدها سال پیش از آن باز می گردد.

       دوم اینکه آوردن نام چارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان وجود داشته است.

          سوم اینکه برخلاف اعتقاد عربان که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن می پنداشتند و این اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، اما ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمی پنداشتند و بخصوص چارشنبه را «گاهِ کام و جشن» دانسته اند.

         این جشن با «آب» نیز در پیوند است و در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شکستن کوزه های آب دیده شده است. در شیراز دختران و زنان از بامداد چارشنبه سوری تا پایان روز به آب تنی در چشمه ی کنار آرامگاه سعدی می پردازند و پسانگاه پسران و مردان آن را ادامه می دهند.

           در آذربایجان (و نیز در جمهوری آذربایجان کنونی (اَران) جشن چارشنبه سوری در هر چهار چارشنبه ی اسفندماه برگزار می شود. برخی جشن چارشنبه سوری را به دلیل نبود روزهای هفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد می کنند در حالی که این پندار درست به نظر نمی رسد. هرچند که از دلایل و دیرینگی چارشنبه سوری آگاهی چندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام  روزهای هفته در ایران باستان در دست است و از جمله در شاهنامه ی فردوسی هم به نام روزهای هفته و هم به جشن آتشی در «چارشنبه روز» اشاره شده است. با توجه به شواهد موجود، احتمال می رود که این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند و نیز با خانه تکانی پایان سال و پاکیزگی خانه در پیوند باشد. پریدن از روی آتش نیز بر خلاف برخی پندارها بهیچ وجه بی احترامی به آتش نیست، بلکه این کار بگونه ای نمادین برای سوزاندن و پاک کردن همه ی بدی ها و نادرستی ها و کدورت ها انجام می شود. سرودها و ترانه های معروف چارشنبه سوری نیز به این نکته اشاره دارند.

 

كميشان



گستره ی برگزاری جشن چهارشنبه سوری

             در همه ی سرزمین های ایرانی در فاصله ی پنج هزار کیلومتری کردستان تا چین، آیین جشن چهارشنبه سوری به همراه مراسم جانبی بسیار متنوع و زیبای آن و سرایش ترانه های شادی بخش و جشن و پایکوبی برگزار می شود. گستره ی برگزاری این جشن حوزه ی حضور فرهنگ ایرانی را نشان می دهد. این گستره نه تنها کشور ایران بلکه از سرزمین های شرق عراق و شمال آن (کردستان غربی)، شمال سوریه، شرق ترکیه، جنوب روسیه (داغستان و چچنستان)، آذربایجان و قفقاز، ارمنستان، غرب پاکستان، افغانستان، جنوب ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، غرب و شمال هند وغرب چین تشکیل می شود.


مراسم شب چهارشنبه سوری

             در شب چهارشنبه سوری، به جز روشن کردن سه یا هفت کوپه آتش به یاد سه پند بزرگ ایرانیان، «اندیشه ی نیک»، «گفتار نیک»، و «کردار نیک» و یا هفت امشاسپند «هرمزد»، «وهومن»، «اردیبهشت»، «شهریور»، «سپندارمذ»، «خورداد» و «امرداد»، مراسمی ویژه ای نیز برگزار می شود مانند :

             آتش افروزی بر فراز خانه ها و بلندی ها، خانه تکانی پیش از چهارشنبه سوری، خریدن آیینه و کوزه ی نو، خرید اسفند (اسپند دانه)، چراغانی، تهیه و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فال گوش ایستادن، فال کوزه، ریختن آب قلیا و آب دباغ خانه به گوشه و کنار خانه، به صحرا رفتن در روز چهارشنبه سوری، تخم مرغ شکستن، شال اندازی، قاشق زنی، گره گشایی از بخت دختران با بستن قفل به گردن یا گوشه ای از چادر، نشستن روی چرخ کوزه گری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به آب روان، فریاد زدن خواسته ها در چاه قدیمی، کمک خواستن از «چهارشنبه خاتون»، رنگ کردن خانه با گِل هایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه ی چهارشنبه سوری و ...

 

كميشان



گزیده ای از مراسم ویژه ی چهارشنبه سوری در جای جای ایران

         مراسم قاشق زنی که تقریبا در همه ی سرزمین های ایرانی برگزار می شود بدین گونه است که مردم و بعضا کودکان کاسه و قاشق را به هم کوبیده و در پشت در پنهان می شوند و صاحبخانه نیز تخم مرغ یا تنقلاتی داخل کاسه می گذارد. قاشق زنان چه مرد چه زن اغلب خود را با چادر می پوشانند.

        در تاجیکستان و ازبکستان، در بخارا و سمرقند و شهر سبز، در شب چهارشنبه سوری همه ی مردم شستشو می کنند و مردان پس از تراشیدن موی سر خود از روی بوته ی آتش فروزان می پرند و می گویند : «روی پاک از تو، دامن پاک از ما»

         در بدخشان و شمال افغانستان نیز دختران موی سر خود را به چهل رشته تقسیم کرده و آن را می بافند و در انتهای رشته ی موها تـَرکه ی ظریفی می بندند تا تمام چهل رشته به ترتیب در کنار یکدیگر قرار گیرند و هنگام پریدن از روی آتش می گویند : «به روی مبارکت گردم. زردی مرا گیر و سرخی ات را بده». در بعضی از دهات درواز بدخشان از شب تا بامداد نوروز برگرد آتش می نشینند و می رقصند.

          در غرب چین در شهرهای یارکند و تاشغورقان و نیز در کاشغر مردم در اطراف درخت کهنسالی که آن را یادگار آرش تیرانداز و آن جا را مرز ایران می دانند، آتش می افروزند و می گویند «زیان و زحمتمان را افشاندیم و سوزاندیم».

          در آذربایجان، جعبه های کوچکی با کاغذهای رنگین به شکل کجاوه درست کرده و ریسمانی به آن می بندند و از روزن سقف خانه یا پنجره به داخل آویزان می کنند، صاحب خانه نیز شیرینی و خوراکی های را که از پیش آماده کرده درون این کجاوه ها می ریزد.

          در روستای هشترود مراغه، هفت سنگ بر پیرامون بام خانه می چینند و در میان بام، آتش را در کنار کاسه ی آبی برمی افروزند و پس از پایان مراسم، کاسه ی آب را بر سر خانواده یا همسایگان خالی می کنند و برای آنان با گفتن «زندگی تان به روشنی درآید» زندگی خوب و روشنایی آرزو می کنند.

          در بسیاری از روستاهای استان مرکزی ایران جوانانی که نامزد دارند از روی بام خانه ی دختر، شال خود را پایین می کنند و دختران در گوشه ی آن شال شیرینی و تخمه می پیچند. این رسم را «شال اندازی» می گویند.

        در کرمانشاه زنان آبستن با آوردن هیزم برای آتش چهارشنبه سوری، باور دارند که هر چوبی که در آتش می گذارند پلیدی ها و وقایع ناگوار را از فرزندشان دور می کنند.

           مردم شاه آباد (اسلام آباد) استان کرمانشاه، چهارشنبه سوری را جشن پیروزی کاوه ی آهنگر بر ضحاک می دانند و هر ساله به پاس این پیروزی در کوه های پیرامون شهر و روستا آتشی بزرگ برافروخته و با خواندن آوازهای گروهی و جشن و پایکوبی تا نیمه های شب بر گرد آتش می چرخند.

         زرتشتیان روستای مریم آباد یزد نیز بر این باورند که آتش چهارشنبه سوری، آتشی است که «منیژه» به هنگام کوشش برای رهایی «بیژن» از چاه، بر سر دهانه ی چاه روشن کرده است.

          در خراسان هر خانواده چهارشنبه سوری را با سه یا هفت بوته ی آتش آغاز کرده و همه ی اعضا خانواده از روی آتش می پرند و می خوانند : «آل به در، بلا به در، دزد به در و حیز از دهات به در» و پس از پایان مراسم آتش را به حال خود می گذارند تا خاموش شود و آب ریختن و دمیدن بر آتش را گناهی بزرگ می دانند.

          در روستای آزادور در دشت جوین خراسان نیز، سبزه ی نوروزی را در بین بوته های آتش قرار داده و از روی آن هم می پرند در حالیکه آیینه و کاسه ی آبی نیز در کنار آتش به چشم می خورد.

          در بین ترکمنان بجنورد از این شب به نام «چارشنبه ی سنگین» یاد می شود و در این شب بین همسایگان و آشنایان، آش رشته و نان روغنی و آبگوشت پخش می کنند.

  &